برچسب: نویسنده: بنیامین کوشکی تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 0:44
برچسب: نویسنده: بنیامین کوشکی تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 0:44
برچسب: نویسنده: بنیامین کوشکی تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 0:44
برچسب: نویسنده: بنیامین کوشکی تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 0:44
سلااااام :)
# همین دیگه اومدم یه سلام کنم :)
حالی بپرسم ببینم زنده هستین !
برچسب: نویسنده: بنیامین کوشکی تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 0:44
از امروز شروع میکنم :)
#تنبلی بس است !
جراحی
شاید اشتباه بود که شروع نکردم ..
آرام باز درس خوان میشود :)
برچسب: نویسنده: بنیامین کوشکی تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 0:44
برچسب: نویسنده: بنیامین کوشکی تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 0:44
برچسب: نویسنده: بنیامین کوشکی تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 0:44
هی رفتن و اومدن چرا ؟
کاش میشد همیشه رفت !
#
نمیدونم چرا هی می نویسم هی پاک میکنم ..
حقیقت اش دیگه نمیام،،،،شاید برگشتم به دو سه سال پیش .........!
اینم به خاطر اینکه نگین چرا یهویی رفتی یه صفحه سفید گذاشتی و نمیگی ما نگران میشیم؟
پایان
برچسب: نویسنده: بنیامین کوشکی تاريخ: دوشنبه 8 بهمن 1397 ساعت: 13:08
میشه برام دعا کنید ؟
دعا های شما همیشه برام خوب بوده و اثر گذار :)
#
به عنوان آخرین خواهش ازتون میخوام ..
برچسب: نویسنده: بنیامین کوشکی تاريخ: دوشنبه 8 بهمن 1397 ساعت: 13:08
اون چیزى رو بخون که هیچکس دیگه نمیخونه.
به چیزى فکر کن که کسی دیگهاى بهش فکر نمیکنه.
و کارى رو بکن که هیچکس جرأت انجام دادنش رو نداشته باشه ...!
خوب نیست که ذهنتون دائما با آدمها هم عقیده باشه !
برچسب: نویسنده: بنیامین کوشکی تاريخ: پنجشنبه 13 دی 1397 ساعت: 15:59
+زنگ میزنه میگه مرخصی میخوام می پرسیم ،علتش چیه ؟
-میگه خب ، اقامون سرما خورده میخوام براش سوپ درست کنم .
+
...
-خب فکر کردین میام اینجا سر عمل
یه جورایی آینده ...
اگه حدس زدین من کدومم
#
دیدم همه
برچسب: نویسنده: بنیامین کوشکی تاريخ: پنجشنبه 13 دی 1397 ساعت: 15:59
آرام جان
من بهت باور دارم ، مثل همیشه :)
حتی اگر نشد ،،،که میشه تو خودت رو باور داشته باش !
نگران نباش، آرام هستی
#واسه همیشه
برچسب: نویسنده: بنیامین کوشکی تاريخ: پنجشنبه 13 دی 1397 ساعت: 15:59
برچسب: نویسنده: بنیامین کوشکی تاريخ: پنجشنبه 13 دی 1397 ساعت: 15:59
ده بار پرسیدی چرا دلت گرفته...
خب یه بار بغلم میکردی :)
#وقتی داری کسی که باهات مهربون رو اذیت میکنی یه لحظه به این فکر کن که شاید بعد اون دیگه هیشکی آدم حسابت نکرد ...!
دوخطی #
پ.ن:
با چشم و ابروی
برچسب: نویسنده: بنیامین کوشکی تاريخ: پنجشنبه 13 دی 1397 ساعت: 15:59
برچسب: نویسنده: بنیامین کوشکی تاريخ: جمعه 7 دی 1397 ساعت: 1:48
چی بگم ؟
شاید این تمام معنایی داره که باید بگم !
#وقتی برمیگردم عقب و حالا رو نگاه میکنم با خودم میگم قبل بهتر نبود ؟
@@ اینجوری اشک تو چشات جمع نکن ...!
*تو ، آروم میکنی آدمو ، کی تو رو آروم میکنه ؟؟؟
ما اونقدر همش منتظر بودیم که دیگه اصلا یادمون رفته منتظر نبودن چه شکلیه، انتظاری شدیم که یه آدم چسبیده بهش ...!
برچسب: نویسنده: بنیامین کوشکی تاريخ: جمعه 7 دی 1397 ساعت: 1:48
برچسب: نویسنده: بنیامین کوشکی تاريخ: جمعه 7 دی 1397 ساعت: 1:48
اگه قدرت اینو دارى که کسى رو شاد کنى، حتما اینکار رو بکن. دنیا به آدمهاى بیشترى براى اینکار نیاز داره ❤️
# خیلی و اتفاقی داشتم بخش آرزو هاتون ، رو میخوندم ، برای من که، هم بامزه بود، هم خوشگل:) یه نگاه
برچسب: نویسنده: بنیامین کوشکی تاريخ: جمعه 7 دی 1397 ساعت: 1:48
من و این جزوه و ها و تنهایی :)
البته تنهای تنها هم نه استرس خانوم همراهم هست و هم چنین آقای ترس
ارامش بی نهایت دارم D:
#همین جوری یهویی
پ.ن: نمیدونم چرا وقتی استرس دارم ، خندم میگیره فکر کنم دچار یه اختلال عصبی شدم جدیدا مد شده:)
برچسب: نویسنده: بنیامین کوشکی تاريخ: جمعه 7 دی 1397 ساعت: 1:48
کاش اصلا چیزی به عنوان فصل امتحان نبود :|
من دو تا امتحان رو خوب ندادم و از بقیه عقبم ...
^جهنم الهی^
~~داشتم به این فکر میکردم چقدر از وبلاگ نویس های خوش قلم و خوب و مهربون دیگه نمینویسن!
##موقت
برچسب: نویسنده: بنیامین کوشکی تاريخ: جمعه 7 دی 1397 ساعت: 1:48
نظر منفی میدم بدون اینکه طرف رو دو باره ببینم ،
به مامان بابام میگم جوابم منفی هست و خودشون یه دلیل بیارن ولی نمیخوام جواب اونا رو بدونم .
اگرم هم خواستن صحبت کنن میگم از شما خوشم نمیاد یا بدرد هم نمیخوریم ،
دیگه مغزم نمیکشه یا اینوری یا اونوری دیگه بسه...
از یه نفر هم خوشمون اومد مهم نیست اینم فدای هدف اصلا بگن دیونه شده بگن ، برام مهم نیست .
بگن ما اگه ا
برچسب: نویسنده: بنیامین کوشکی تاريخ: چهارشنبه 8 فروردين 1397 ساعت: 5:34
# کسی نمی دونه هدفمو ، فکر میکنند خوشم برای خودم و کلاس میذارم، ولی چرا شاید از روی چهره ام بفهمن !!
فقط اگه از این خواستگار های سمج باشه چی ؟ فهمیدم که دو سال هم به پام نشسته چون میدونسته اگه بیاد جواب منفی میگیره خخخ میگم جَلَب هست شما ها باور نکنید..
اصلا یه جور اومد خواستگاری که من هنوز موندم
نمیدونه که نظرم منفیه ... شاید بر بخوره بهش ، متاسفم ،،،
برچسب: نویسنده: بنیامین کوشکی تاريخ: چهارشنبه 8 فروردين 1397 ساعت: 5:34
آخر سال هست میخوام نظرات تون رو بگین در مورد هر چی این دومین بار که فکر کنم میخوام ناشناس پیام بذارین برام :)
تعریف خوب هم از من بکنیدااا وگرنه افسرده میشم
#شاید تونستم سال جدید یه تغییرات به خودم بدم ممنون میشم بگین .
* حنانه و زری جون ، باشین دیگه
برچسب: نویسنده: بنیامین کوشکی تاريخ: چهارشنبه 8 فروردين 1397 ساعت: 5:34
اگر در حسرت آغوش کشیدنم گم شدم ...
اگر در حسرت گفتن آرام جان بیا یه کوچولو بغلت کنم ،بوست کنم دخترم، ماندم...
اگر چشمانم ، در حسرت یکبار در اغوشت گریه کردن را کشید ، تا با دستانت نوازشم کنی و بگویی دخترم ، اراممم ، گریه نکن خانوم کوچولو .....ماند..
اگر دلم حرف خصوصی با تو را داشت اما دَم نزد همان حرفای دختر و مادری همون شیطنت ها، همون خنده ها و اذیت ها .
برچسب: نویسنده: بنیامین کوشکی تاريخ: چهارشنبه 8 فروردين 1397 ساعت: 5:34
نزدیکه تقریبا دوسال میگذره و من همچنان اینجام
می تونم خستگی ام رو حس کنم ، حس کنم روح ام حالش خوب نیست ..
همون طور که چشمام یهو ابری میشه
حتی خنده هام هم واقعی نیست ، دوست دارم از ته دل بدون غصه بخندم از ته ِِ ته دلم ..
دلم انگیزه میخواد که میرسم که می تونم!!
چرا بعضی ها تو دلمو خالی میکنند؟
چرا قلبم هیچی نمیگه ، نمیگه میرسی به هدفت ؟ چرا حس ام بهم
برچسب: نویسنده: بنیامین کوشکی تاريخ: چهارشنبه 8 فروردين 1397 ساعت: 5:34
نگین آبجی دلم برات تنگ شده :(، یادت پست گذاشتی نوشته بودی آرام کجایی ؟ دلم برات تنگ شده ؟ یادته وقتی نظر دادم چقدر خوشحال شدی :) چقدر باهم دیگه حرف میزدیم یادته بهم قول دادی تلاش کنی،،،،حالا نمیدونم شدی خانوم دکتر یا نه ؟ ولی نمیدونم چرا قلبم بهم گواهی اینو میده که خانوم دکتر شدی
چرا وقتی آدرس وبت رو میزنم میگه دیگه چنین صفحه ای نیست :/ چرا رفتی ؟ حال ی
برچسب: نویسنده: بنیامین کوشکی تاريخ: چهارشنبه 8 فروردين 1397 ساعت: 5:34
از عید که شروع شده ، من کلا بی خواب شدم یعنی دیر میخوابمو ، گاهی دیر بلند میشم و اکثر مواقع خیلی زود تر از همیشه ...
کاری هم نمیکنم ،شب ها فقط مطالب که مفید باشه نگاه میکنم ، و برای بچه ها نظر میذارم و همین .
حقیقتش رو بگم چند بار خواستم حس غم داشته باشم نشد ولی فقط یه لحظه گریه کردم،،، به نظرتون من عاقلم که برای تلاش دوباره و شکست درسی اینجوریم ؟
همیشه
برچسب: نویسنده: بنیامین کوشکی تاريخ: چهارشنبه 8 فروردين 1397 ساعت: 5:34